اسد حيدر ( مترجم : حسن يوسفى اشكورى )
25
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي )
برخى از ديدگاههاى تحليلى نويسنده دانشمند اين كتاب ، قطعا جاى چون و چرا هست و طبيعى است كه عالمان و نقادان پيرو چهار مذهب مورد بحث در اين كتاب و حتى در باب برخى از نكات در مورد شيعه و تاريخ شيعه نيز ، حرفهايى براى گفتن دارند و بدين ترتيب بايد گفت كه اين تحقيق نيز ، مانند هر تحقيق و تأليف ديگر ، « فصل الخطاب » موضوع خود نيست و نخواهد بود . از نظر مترجم نيز مطالب قابل بحث و نقد در كتاب وجود دارد كه ممكن است پس از پايان يافتن ترجمه دورهء كامل كتاب ، به صورت جداگانه و يا ضميمه جلد آخر ، آن مباحث را به خوانندگان عرضه بدارد . صرفنظر از محتواى كتاب ، مهمترين اشكالى كه از نظر شكل تدوين كتاب به چشم مىخورد ، عدم انسجام آن است . البته كتاب نظم و قالب خاص خود را دارد و نويسنده بر اساس قالب انتخابى خود تحقيق خود را به پيش مىبرد ، اما اين قالب و سازمان به گونهاى است كه نويسنده به طور اجتنابناپذيرى به تكرار و بازگويى برخى از مطالب و موضوعات دچار مىشود . نويسنده روشى را انتخاب نكرده كه تمامى مطالب و گفتنيهايش را در يك موضوع و در يك جا عرضه كند ، بلكه وى موضوعى واحد را در جاهاى مختلف و به مناسبتهاى گوناگون مطرح كرده و در هركجا كم و زياد به آن پرداخته و سرانجام وعده داده كه بعدا به تفصيل به آنها خواهد پرداخت . مثلا ايشان مىتوانست زندگى و شخصيت فردى و اجتماعى و علمى و سياسى امام صادق ( ع ) را در طى يك تقسيمبندى مطرح كند و حول محور آن تقسيمبندى و عناوين مناسب ، مطالب لازم را بياورد و از تكرار جلوگيرى كند . و حال آنكه ايشان در هر جلد ، و حتى در يك جلد چند بار ، به زندگى امام پرداخته و لاجرم برخى مطالب را عينا تكرار كرده است . و يا در مورد مذاهب ديگر ، همين بىنظمى وجود دارد . فى المثل برخى از مطالب مربوط به زندگى امامان مذاهب نيز ، چند بار ( گاه كوتاه و گاه مفصل ) بازگو شده است . اسامى ، و گاه زندگى راويان حديث نيز تكرار شده است . گاه عين عبارت منقول از منابع آورده شده است . اگر چنين روشى به كار گرفته نمىشد ، قطعا تا حدودى از حجم كتاب كاسته مىشد و ذهن خواننده نيز